ستاره : احساس می کنم شوهرم دخترخالشو دوست داره!

دسته بندی ها :
ستاره : احساس می کنم شوهرم دخترخالشو دوست داره!

ستاره : سلام خسته نباشید. بنده 4 سال در دوران عقد بودم و 1 ساله خونه خودمم. من شوهرم رو دوست دارم. فقط یه موضوعی منو اذیت میکنه اونم دختر خاله ی شوهرمه که شوهرم رو دوست داره و همش جلو شوهرم به خودش میرسه و جلب توجه میکنه. شوهرم گاهی بهش نگاه میکنه اما باهاش حرف نمیزنه. یه هنرپیشه آقا هست که شبیه شوهرمه. دخترخالش همش میگه چقدر شبیه شوهرمه و قربون صدقش میشه. یک بار 4 سال پیش به روی شوهرم اوردم و کلی ناراحتی پیش اومد. از طرفی نمیشه قطع رابطه کرد چون همین 1 خاله رو داره و از طرفی نمیخوام شوهرم حساس شه روش. من احساس میکنم بعد از دیدن دختر خالش عوض میشه و کم حرف میشه. من هم خیلی عصبانی میشم. لطفا راهنماییم کنید .پیشاپیش ازتون ممنونم..

پاسخ : خواهر خوبم سلام. بابت موضوعی که ذهنت را درگیر کرده متأسفم. از نامه ای که نوشتی و پیگیری هایی که برای دریافت پاسخ کردی معلومه که این مسأله خیلی ذهنت را درگیر کرده. اینطور که معلومه خیلی ترسیدی. خیلی بیشتر از حد طبیعی. درکت می کنم. البته در این شرایط هر زنی جای تو باشد نگران زندگیش می‌شود. حق داری که کارهای این خانم را تهدیدی برای زندگیت تلقی کنی. من هم این را انکار نمی‌کنم. ولی این تهدید آنقدرها هم که تو بزرگش کردی و از آن وحشت داری بزرگ نیست.

ببین ستاره جان، اولین قدمی که باید برداری اینه که آروم باشی. تو هر چقدر هم و احساسات منفی ات را پنهان کنی، باز هم این احساسات منفی تأثیر بد خودشون را در زندگی تو می گذارند. ترس ایمان وارونه است. ترس یعنی ایمان به قدرت شر! در واقع ترس از همسرت باعث می‌شود که انرژی های خوب زندگی تو از بین بروند! پس همین الان وحشتت را کنار بگذار. فراموش کردی خدایی هست که قدرت محافظت از زندگی تو را دارد؟ فراموش کردی که تنها نیستی؟! خیلی راحت می توانی کاری را که خود من هم در چنین شرایطی انجام می دهم انجام دهی. با آرامش کامل خدای خودت را در درون صدا کن و اینگونه دعا کن تا آرام شوی. ای خداوندم! شاید من از خیلی از زن ها جذاب تر و زیبا تر نباشم، اما من تو را دارم. و این تو هستی که مرا نزد همسرم زیبا و جذاب می سازی و زندگی مرا حفظ می کنی. ستاره اگر با تمام قلبت با آرامش کامل چنین دعایی بکنی، بهت قول می دم که خیلی زود این مشکل از سر راه زندگیت کنار می‌ره. فقط به اعتماد کن. همیشه همه کارها رو خودت به تنهایی نمی تونی انجام بدی عزیزم.

من نمی گویم که زندگیت را رها کن و فقط بچسب به خدا! نه هرگز منظورم این نیست. بلکه فقط اولین قدمی که به تو پیشنهاد دادم بود. و این می تواند بزرگترین برگ برنده تو باشد. آرامش معنوی، در این دنیای پر هرج و مرج حقیقتاً بزرگترین برگ برنده هر انسانی است. من همیشه به خانم هایی که به من مراجعه می کنند می گویم. برخلاف تصور اکثر خانم ها، آقایان به دنبال لب و های شده و صورت های آرایش کرده نیستند. مردها شاید در نگاه، چشمشان به سمت رنگ و لعاب زن ها بچرخد! اما در نهایت به دنبال آرامشند. آرامشی که فقط در وجود یک زن می تواند پنهان باشد. و این تو هستی که با آرامش معنوی خودت می توانی ملکه زندگی همسرت باشی. پس ترس را رها کن و به ملکه بودن ادامه بده.

یک ملکه چگونه عمل می کند؟ آیا وحشت زده به دنبال همسرش می دود و یا با التماس و یا با دعوا، تلاش می کند جلوی رفتن او را بگیرد؟ نه عزیز دلم. یک ملکه با درایت و هوشیاری اما با آرامش حرکت می کند. ستاره جان تو تنها در آرامش می توانی مقتدرانه عمل کنی. نه در ترس!

دومین موضوعی که باید به آن عمل کنی، این است که باید بتوانی با احساساتت روراست باشی. و یاد بگیری که در خیلی از مواقع بدون اصطکاک و فشار و بدون اینکه به کسی بی احترامی کنی، حرف دلت را بزنی. مشکل خیلی از زن های ایرانی این است که در مقابل غریبه ها ظاهر خود را حفظ می کنند و ناراحتی خود را به آن ها نشان نمی دهند. اما در عوض هرچه ناراحتی دارند، سر همسرشان خالی می کنند. حالا یا با زبان! و یا با رفتار! این را به عنوان شوخی می گویم. ولی اشتباه اغلب خانم ها این است که زبانشان فقط برای همسرشان دراز است.  تو باید یاد بگیری که خیلی از مشکلات را خودت به تنهایی حل کنی! بدون اینکه همسرت متوجه شود! حتی اگر با مادرشوهر، یا دخترخاله شوهرت مشکل داشته باشی نیازی نیست حتماً شوهرت متوجه شود. خودت به تنهایی باید بتوانی از پس مشکلاتت بر بیایی. می توانی با احترام و محبت، دست دخترخاله شوهرت رو بگیری. و بهش بگویی که از این همه صمیمیت احساس بدی پیدا می کنی. و دوستانه ازش کمک بخوای که بیشتر رعایت کنه. چرا فکر می کنی اگر کسی متوجه تو بشه، تو کوچیک میشی؟! تو احساست رو بگو. اگر اون زن منظوری نداشته باشه و به تو داشته باشه، بیشتر رعایت می‌کنه. فقط باید بلد باشی که این موضوع را چطور مطرح کنی.

یادم می آید. خیلی سال پیش. یک بار خودم چنین درخواستی را از یکی از زنان فامیل کردم! خنده دار است نه؟ اما خوب آدمیم دیگر! بعضی وقتها حساس می شویم! من هم آن روزها چون اوایل ازدواجم بود، خوب حساس تر بودم. اما خیلی راحت احساسم را با زنی که برای همسرم دلبری می کرد در میان گذاشتم. با محبت کامل! اول دعا کردم تا احساسات منفی به او انتقال ندهم! بعد دستش را در محبت گرفتم و خیلی از او خواستم که بیشتر مراقب رفتارهایش باشد! گفتم : عزیز دلم. ازت کمک می خوام. مشکل از تو یا همسر من نیست! می دونم که حساسیت منه. اما کمکم کن تا احساس بدی پیدا نکنم. این گفتگوی صمیمی واقعاً جواب داد. و اون خانم از من عذرخواهی کرد. فراموش نکن اگر حقیقتاً در محبت حرف بزنی، حتماً جواب می گیری. اما اگر طرف مقابل جنسش اونقدر خراب باشه که حتی با این رفتار صمیمی تو هم رفتارش رو تغییر نده، تو خراب نشدی! تازه با بی توجهی به درخواست تو، به تو این اجازه رو داده که باهاش جدی تر رفتار کنی. در هر شرایطی تو قدرت این رو داری که تا حدودی شرایط رو کنترل کنی. اما در نهایت فراموش نکن که همه چیز رو نمی تونی کنترل کنی. و خیلی از مواقع فقط باید اعتماد به نفست رو بالا ببری و به آرامش معنوی خودت پناه ببری و اجازه بدی که اتفاقات بد بیان و برن.  مطمئن باش که اتفاقات بد شاید بیان و برن. اما اگر در آرامش معنوی باشی، این اتفاقات بد هرگز زندگی تو رو ویران نمی کنند.

اما با همسرت چطور رفتار کنی؟ اولاً وقتی با او حرف بزن که از شدت ناراحتی ات کم شده باشد. در ضمن خوب حرف بزن. مثل پلیسی که مچ یک دزد را گرفته از او انتقاد نکن. احساس بدی که از این صمیمیت بین آن ها پیدا می کنی را صادقانه بیان کن. و از او کمک بخواه. به او یادآوری کن که چقدر به او اعتماد داری. اما حساسیت خودت زیاد است و به کمک او نیازمندی. وقتی چنین احساسی را به همسرمان منتقل می کنیم که تو مثل یک پر کاه هستی و با هر بادی تحریک شده و از دست می روی ، با این کار به او توهین کرده ایم. او خوشش نمی آید و در برابر ما جبهه می گیرد. آن وقت ما فکر میکنیم از آن خانم خوشش آمده که اینطوری جبهه گرفته. ولی اینطور نیست عزیزم! او جبهه گرفته و با ما می جنگد چون از توهینی که به او کرده ایم ناراحت است! او دوست ندارد ما او را اینقدر ضعیف ببینیم که با عشوه یک زن از راه به در می رود.

فراموش نکن. همیشه آدمهای ضعیف هستند که دعوا می کنند یا به راحتی وحشت زده می شوند و دست و پایشان را گم می کنند. پس قوی باش. نه دعوا کن و نه ترس به دلت راه بده. و آخرین کلام. وقتی با شوهرت در مورد هر موضوعی حرف می زنی خیلی کوتاه حرف بزن. مردها از روده درازی و پر حرفی خوششان نمی آید. کوتاه! کوتاه صحبت کن و فقط در یکی دو جمله احساس تلخی که داری را به او بگو و از او کمک بخواه. بعد سریع تمامش کن و بحث را عوض کن. با تکرار بیش از حد احساساتت به شعور همسرت توهین نکن!

                                                                                                               آناهیتا جعفری

                                                                                                             روانشناس و روانکاو

مطالب مرتبط

نظرات شما

0
X