محمد : زده به سرم. احساسات عجیبی دارم

محمد : زده به سرم. احساسات عجیبی دارم

محمد : سلام .. من پسری 27 ساله هستم. همیشه دوست داشتم خوب و  مثبت باشم ..چند وقتی هست که احساس میکنم  ادم خوبی نیستم نمیدونم شدم ..از کوچکترین حرف دیگران ازرده میشم..اینقده که دیگه به خودم راضی میشم ..نمیدونم خیلی ادم عجیبی شدم یه روزی از خودم خوشم میاد یه روزی نه ..نمیدونم احساس میکنم که وقتی بیرون میرم اون آدم نیستم ..اصلا کلا زده به سرم ..نمیدونم ..ولی اینقده میفمم که در مورده خودم شاید دارم اشتباه میکنم کلا گمراهم …اگه میشه کمک کنید یه راه حل چیزی ممنون میشم

پاسخ : آقای محمد عزیز سلام. اینکه می گویید یک روز از خودتان خوشتان می آید و یک روز نه. برای من کامل مشخص نیست. اگر منظورتان این است که بدون هیچ دلیلی یک روز احساس شادی زیاد می کنید و یک روز احساس یأس و غم زیاد، پیشنهاد می کنم نزد یک بروید و با دقت بیشتری این موضوع را بررسی کنید. ممکن است این مسأله به خاطر اختلالات ذهنی و روانی خاصی باشد که توسط روانشناس شما باید بررسی شود.

اما خیلی هم نگران نباشید. منظور من از اینکه می گویم نزد روانشناس بروید حتما این نیست که شما بیمار هستید. روانشناس به شما کمک می کند تا خود را مدیریت کنید. گاهی ما تحت تأثیر دیگران زندگی می کنیم. زمانی که از نظر دیگران خوبیم، حس خوبی نسبت به خودمان داریم چون خودمان را لایق و توجه می دانیم. من فکر می‌کنم شما بیش از حد به توجه آدمها تکیه کرده اید. و خلاء محبتی خودتان را با دریافت توجهات کاذب آدمها پر می کنید. این خوب نیست. من فکر می کنم شما از چیزی می‌ترسید. شاید از اینکه دوست داشته نشوید می ترسید. شاید از تنهایی یا هر چیز دیگری . باید با خودتان صادق باشید. یک تکه کاغذ بردارید و تمام ترسهایتان را حتی اگر بی‌سر و ته باشد بنویسید. بعد از روی نوشته تان می توانید نیازهای واقعی خودتان را پیدا کنید. شما آنقدر نیازها و ترسهای درونیتان را انکار کرده اید که دیگر به کل فراموش شده اند. اولین کاری که باید بکنید این است که آنها را دوباره پیدا کنید و یک بار دیگر به درون خودتان توجه کنید. اگر دیدید نمی توانید از روی نوشته هایتان نیازها و ترسهای درونی خود را پیدا کنید می‌توانید نوشته تان را برایم ارسال کنید. تا در موردش با هم صحبت کنیم. فعلا نگهدار

آناهیتا جعفری

روانشناس و روانکاو

مطالب مرتبط

نظرات شما

0
X