مریم : من همون دختر 16 ساله ای هستم که آرزوی مرگ می کردم

دسته بندی ها :
مریم : من همون دختر 16 ساله ای هستم که آرزوی مرگ می کردم

مریم : سلام من همون مریم ١۶ ساله ای هستم که واستون پیام میذاشتم همونی که هر روز ارزوی میکرد همونی که شما بهش میگفتید زندگی قشنگه بله زندگی خیلی قشنگه اما واسه من نبوده و نیست از ادما متنففففففففرم چون هیچ کس کنارم نبوده و نمونده و نیست همونی که بارها خواست بره اما موند و حالا که مونده پر شده از عقده و نفرت و انتقام پر از بغض یه مرده یه مرده ی متحرک که گفت اگر بزرگتر بشم حل میشه اما بهترکه نشد هیچ تازه افتضاح تر شد یه مردابی که همین طور دارم فرو میرم توش وقتی هم که دست بلند کردم کمکم کنن تاخرخره فروم دادن من موندم و یه راه تلخ که امیدوارم یا حل بشه یا قطع بشه . میدونید ادم که باشه از راه بچه گونه میخواد بمیره اما وقتی بزرگتر بشه میفهمه ساده نیست شما اینو میفهمید چه زجری داره وقتی بخوای بمیری ولی بمونی؟؟ نمیفهمید به نمیفهمید چه حس و حالی دارم

پاسخ : مریم جان سلام. چه حرفی دارم که به تو بزنم دخترم؟ چی بگم؟ نصیحتت کنم بگم دنیا رو دوست داشته باش؟ که می گی دنیا برای تو زشت تر از این حرفها بوده که بشه با چهارتا حرف خوب قشنگش کرد. حق داری عزیزم. حق داری.. تو اول باید زیبایی رو دیده باشی تا بتونی زیبایی رو به دنیا انعکاس بدی. چطور می تونیم ندیده باشیم و محبت کنیم؟ چطور می تونیم نوازش نشده باشیم و آدم ها رو نوازش کنیم؟ من هیچ دفاعی از این دنیا ندارم که در مقابل حرف های تو بهت بگم. تازه اون موقع که حرف های خوب برات می زدم و سعی می کردم به زندگی امیدوارت کنم 16 سالت بود. خیلی راحت تر می شد روی تو تأثیر گذاشت. اما حالا که بزرگتر شدی و هنوز همون احساسات تلخ رو داری فقط می‌تونم سکوت کنم.

تو پر از خشمی. از دنیا، از سرنوشت، از آدم ها… خیلی اذیتت کردن می دونم. لیاقت بخشیده شدن ندارن. قبول دارم. اما تو چی؟ لیاقت داری که سبک شی؟ دنیا تا حالا تا می تونسته به تو زده و آشغال هاشو ریخته رو قلب تو. اما تو چی؟ هنوز ایستادی و اجازه می دی آشغال هایی که روی تو ریخته همینطوری بمونن؟ نمی خوای بریزیشون بیرون؟ فقط کافیه یه تکون به خودت بدی و بری. تا تمام این باری که روی دوشت گذاشته رو پرت کنی زمین و بری. تا حالا یه کوله پشتی داشتی که هرکسی دلت رو می شکوند شکسته های دلت رو می ریختی تو اون کوله پشتی. حالا کوله پشتی رو از روی دوشت بردار. پرت کن زمین و بدون کوله پشتی برو….

از هیچ چیزی نترس.. دخترم از هیچ چیزی نترس…. بدون این کوله پشتی هم می تونی دوام بیاری…. بزار هیچ چیز یادت نیاد. بزار سبک و رها شی. هرکسی که بدی کرده رو ببخش. نه به خاطر اون ها .. به خاطر خودت. وقتی کسی رو نمی بخشی تا ابد مجبوری گوشه قلبت تحملش کنی. ولی وقتی می بخشیش می ره. و تو آزاد می شی. با من اینطور دعا کن :

ای خداوندم. من محبتی ندیدم که بتونم محبت کنم. من نوازشی دریافت نکردم که بتونم نوازش کنم. من بخشش و محبت رو از کسی نیاموختم. اما امروز به حضور تو اومدم تا منو نوازش کنی. محبتم کن تا محبت کردن رو یاد بگیرم. تا به امروز توقع داشتم محبت تو از طریق آدم ها به من برسه. اما حالا دیگه از آدم ها خسته ام. هیچ کسی با تو همکاری نکرد خدا. هیچ کس! هیچ کسی اجازه نداد محبت تو از طریق اون به من برسه! اما امروز دیگه اومدم بگم با هیچ آدمی کاری ندارم. اومدم که تو خودت بدون واسطه من رو محبت کنی. اومدم که بنشینم و اجازه بدم که تو من رو نوازش کنی. تو خدای من هستی. و برای محبت کردن به من به ابزاری مثل آدم ها نیازی نداری. تا به حال خودم این شرط رو گذاشته بودم که دلم می خواست از طریق آدم ها عشقت رو دریافت کنم. اما حالا دیگه خودت رو می خوام. ای خداوندم مرا محبت کن. آنقدر محبتم کن که لبریز از شوم. و بتونم آدم ها و سرنوشت رو ببخشم.

دختر قشنگم. مریم عزیزم. حالا دیگه بزرگ شدی و خانمی شدی واسه خودت. اما هنوز همون دختر 16 ساله غر غروی منی. دوستت دارم. و مطمئنم تو هم به زودی بهم پیام می دی و می گی که تو بغل خدا چه کیفی داری می کنی. خوب و خوش باشی عزیزم. به خدا می سپارمت.

برچسب ها :

مطالب مرتبط

نظرات شما

0
X