وحید: خاله زنک بازی همکارانم اذیتم می کند.

وحید: خاله زنک بازی همکارانم اذیتم می کند.

وحید : سلام. ازنظر روحی آرامش ندارم. مخصوصاً در محیط بواسطه افراد و پایین همکاران که مدام درحال کند وکاو و دخالت و هستند. همینطور های خودم. درگیری ذهنی و فکر و خیال اذیتم می کنه. و راه حل مناسبی که مقطعی هم نباشه پیدا نمیکنم…

پاسخ : آقای وحید عزیز سلام. ممنون از اعتماد شما. و اما پاسخ سوالتان. حرف آخر را اول بزنم؟ اگر راه حل مقطعی نمی خواهید، باید شوید. تمام! روانکاوی شوید تا ریشه حساسیت هایتان را پیدا کنید. من با شما موافقم. واقعا یک سری خاله زنک بازی ها و افکار پوسیده در ادارات و کلا همه جا باب شده که واقعا آزار دهنده هستند. در اصطلاحاً به افرادی که خواسته یا ناخواسته معمولاً باعث آزار دیگران می شوند، می گویند افراد .

کتابی هست با عنوان زندگی در کنار افراد سمی. ترجمه دکتر . این کتاب دقیقاً به شما یاد می دهد که چگونه در کنار افراد سمی زندگی کنید و از روح و روانتان محافظت کنید. پیشنهاد می کنم این کتاب را مطالعه کنید. اما چرا گفتم باید روانکاوی شوید؟ شاید با خودتان بگویید، مشکل از من که نیست! از دیگران است! آنوقت من باید روانکاوی شوم؟

بله حق دارید. مشکل از دیگران است. اما چاره ای نیست. زورمان به دیگران که نمی رسد. می رسد؟ اما خودمان را می توانیم قوی کنیم! گیاهانی که کنار مرداب زندگی می کنند معمولاً لطیف و حساسند. اما گیاهان بیابان پوست کلفت تر و مقاوم ترند. چون زندگی و محیط به آن‌‎ها آموخته که صبور تر و مقاوم تر باشند. این قصه ما هم هست. ما هم در کشوری زندگی می کنیم که مثل خیلی از جوامع جهان سوم، هنوز گرفتار یک سری دخالت ها و افکار پوسیده هستیم. ای کاش روزی برسد که جامعه ما هم از بند و این افکار مسموم آزاد شود. ای کاش روزی برسد که در محیط کار، خانواده، و هر جامعه دیگری، شاهد خاله زنک بازی و غیبت و تهمت و رفتارهای مسموم نباشیم. اما چه کار کنیم؟ فعلا این ها وجود دارند! و من و شما چاره ای نداریم جز اینکه قوی تر باشیم.

فراموش نکن. قطار وقتی که حرکت می کند تازه بچه ها یادشان می افتد به سمتش سنگ پرتاب کنند. قطاری که یک گوشه ایستاده و حرکت نمی کند، سنگی هم به سمتش پرتاب نمی شود. پس همین که مورد کند و کاو دیگران هستی بدان که مهمی و داری پیشرفت می کنی. بگذار آدم های کوچک به وسعت کوچکی ذهنشان فکر کنند. تو همیشه جلو تر از آن ها هستی. به پشت سرت نگاه نکن. وقتی به پشت سرت نگاه می کنی یعنی به اندازه آن ها کوچک شدی و برای افکار آن ها اهمیت قائل شدی.

این که آنها کوچک فکر می کنند، مشکل تو نیست! مشکل خودشان است. اجازه بده فضولی کنند و هر نتیجه گیری که دوست دارند در مورد تو بکنند. تو فقط به جلو نگاه کن. تصور کن وقتی در جاده ای رانندگی می کنی، فقط باید به جلو نگاه کنی! اگر حتی یک لحظه سرت را برگردانی و عقب را نگاه کنی، یا حتی اطرافت را دید بزنی، ممکن است تصادف کنی! البته می دانم که این حرف ها شاید یک لحظه آرامت کنند اما در نهایت دست خودت نیست. تو حساسی. و قدرت ایستادن در مقابل این حساسیت خودت را نداری. به خاطر همین اول صحبتم گفتم که باید روانکاوی شوی تا بفهمی ریشه حساسیت های تو کجا است. و آن ها ریشه کن کنی. این یک درمان طولانی است. و به آسانی به دست نمی‌آید. باید وقت بگذاری. اما ارزشش را دارد. آرزو می کنم در این دنیای پیچیده، بتوانی راهت را به درستی پیدا کنی و به سلامت به مقصد برسی. فعلا تو را به خدای مهربان می سپارم.

 

                                                                                                     آناهیتا جعفری

                                                                                                     روانشناس، و هیپنوتراپیست

مطالب مرتبط

نظرات شما

0
X