گمنام : من ترنسم. یک فرد دو جنسیتی. و از سرنوشت خود بیزار

گمنام : من ترنسم. یک فرد دو جنسیتی. و از سرنوشت خود بیزار

گمنام : سلام. من یک هستم. با جسم پسرانه به این دنیای مسخره پا گذاشتم. ولی تمام احساسات و افکارم دخترونه هستند. حتی خانوادم منو درک نمی کنن. همه فکر می کنن من از نظر اخلاقی منحرفم. نمی دونم کی هستم؟ اصلا چرا هستم؟ بعضی وقتها فکر می کنم حتی هم ما رو فراموش کرده. ما جزء مخلوقات فراموش شده خداوندیم. انگار محکومیم که روابط فاسد و پنهانی داشته باشیم. هیچ آینده ای نداریم. خیلی دلم می خواد عمل کنم و جسمم رو تبدیل به یک دختر کنم. اما از هزینه زیادی که داره، خانواده ام گفتن اگر بخوای این کارو بکنی باید از ایران بری. دلم میخواد لباس های دخترونه بپوشم. اما مادرم هر بار نفرینم می کنه که آبروی منو بردی. الهی خیر نبینی. رفتار مردم با من خوب نیست. بعضی از مرد ها وقتی من رو تو خیابون می بینن نگاه جنسی و آزار دهنده بهم دارن. فکر می کنن چون من مدلم دخترونس، یعنی تنم می خواره که اذیتم کنن و بهم متلک بندازن. اونا انقدر نفهمن که نمی فهمن این مشکل دست خود ما نیست. از طرف دیگه با دخترها هم نمی تونم دوست بشم. تو هیچ جمعی جا ندارم. یه بار شنیدم که پارک دانشجو در تهران پاتوق آدم هایی مثل منه. رفتم دیدم ای بابا! هیچی نگم بهتره! اونجا شده پاتوق دو جنسه هایی که می خوان از نظر جنسی رابطه برقرار کنن. یه جوری بودن. از اینکه من هم جزئی از این افرادم خیلی غصه می خورم. خیلی درد می کشم. انگار محکومم به روابط فاسد. یعنی تا آخر عمرم یا باید تنها زندگی کنم. یا تن بدم به روابطی که نگاه قشنگی توش نیست. می دونم نوشتن برای شما هم فایده ای نداره اما وقتی دیدم اینقدر مهربون جواب مراجعاتون رو می دید، گفتم براتون بنویسم. چون خیلی نیاز به درک شدن دارم.

پاسخ : خواهر عزیزم سلام. ممنونم از اینکه به ما اعتماد کردی و اجازه دادی که شریک دردت باشیم. با تمام وجودم درکت می کنم. و باور کن وقتی نامه تو رو می خوندم به زور جلوی گریمو گرفتم. دختر قشنگم. چرا اسم خودت رو گمنام گذاشتی؟ می دونم اسمی که پدر و مادرت برات انتخاب کردن رو دوست نداری. ولی در جمع ما یه اسم دخترونه که دوستش داری برای خودت انتخاب کن. شاید آدم های اطرافت به خاطر شعور پایینشون ، برای تو هویتی قائل نیستند. اما تو خودت برای خودت هویت قائل باش عزیزم. می دونم سخته و احتیاج به حمایت داری. می دونم دلت می خواد آدم ها درکت کنند و بهت احترام بگذارند. می دونم خیلی احساس تنهایی می کنی و برات سخته. اما چاره ای نیست. باید دستت رو بگذاری روی زانوهات و خودت بلندی شی و پرچم احترام به خودت رو بالا بگیری. باید قوی باشی. مثل کوه. و تو این راه تنها کسی که می تونه کمکت کنه خداونده. اگر همین الان بهت بگم یه حامی خیلی قوی و مهربون می خوام بهت معرفی کنم، خوشحال نمی شی دخترم؟

شاید آدم ها برای دوست داشتنشون شرط بگذارن و سعی کنن تو رو همونطور که دلشون می خواد ببینن. ولی ما خدایی داریم که ما رو همونطور که هستیم دوست داره و در آغوش می گیره. فقط کافیه بهش اجازه بدیی بیاد و تو رو نوازش کنه و دستت رو بگیره. اون تنها کسیه که بدون هیچ شرطی عاشقته. و حقیقتاً درکت می کنه. شاید یه جورایی ته دلت از دست خدا ناراحتی. شاید فکر می کنی تقصیر اون بوده که تو الان این مشکل رو داری.. شاید فکر می کنی خلقت اون ناقص بوده یا با تو دشمنی داشته. اما این طور نیست دختر قشنگم. هر کدوم از ما رسالت خاصی توی این دنیا داریم و هر کدوم از ما با یه بیابون مشکلات به دنیا میایم تا با عبور از این بیابون رسالتمون رو توی دنیا انجام بدیم. خیلی وقتها ما از نقشه های آگاه نیستیم. اما خدا برای تمام کارهایی که می خواد انجام بده نقشه داره.

من مطمئنم خیلی زود تو معنای زندگیت رو و دلیل اینکه چرا ترنس خلق شدی پیدا میکنی. مطمئنم رسالت خودت رو توی این دنیا پیدا می کنی. و میشی یکی از اولین افرادی که پرچم موفقیت های بزرگ زندگی رو در بین این افراد بالا می بره. درست مثل عزیزان دیگه من که با هم در ارتباطیم. تو تنها نیستی عزیزم. دخترها و پسرهای دیگه من هستند که دقیقا مثل تو مشکل ترا جنسیتی دارند. و هویتشون مشخص نیست. اون ها هم روزهای اول مثل تو شکایت داشتند که چرا جامعه برچسب های سنگین فساد جنسی به اونها می زنه. و اینکه چرا هیچ حمایتی عاطفی و اجتماعی از اونها نمی شه.

اما من دخترها و پسرهای زیادی دارم که مثل تو ترنس هستند و الان دارن کارهای علمی بزرگ انجام می دهند. خیلی از عزیزانم بودند که چند سال پیش مثل تو با یه دل پر اومدن پیش من و بعد در کنار هم قدم به قدم رفتیم جلو تا اینکه امروز خیلی هاشون هنرمندهای بزرگی شدن. خیلی هاشون شاگرد اول های دانشگاهشون هستند. خیلی هاشون کتاب نوشتن و کتابشون در مرحله چاپ هست. چرا فکر می کنی نمیشه؟ قبول دارم که دید و نگاه جامعه نسبت به این مشکل هنوز کاملا انسانی نیست. و قدم هایی که شما عزیزان بر می دارید، خیلی برای آیندگان مفیده. شما می تونید ثابت کنید که ترنس ها هم می تونن در جامعه علمی بسیار موفق باشند. ترنس ها هم می تونن ازدواج های خیلی موفق داشته باشن. این نگاه رو اول در خودت تغییر بده.

اول خودت خودت رو باور کن. اگر هیچ کسی بی قید و شرط به تو نداده، اجازه بده خدا این محبت رو به تو بده و بعد خودت هم یاد بگیر که خودت رو دوست داشته باشی. با خودت مهربون باش. به خودت احترام بگذار. به متلک هایی که بهت می اندازن توجه نکن. با خودت بگو هرکسی به اندازه شعورش رفتار می کنه. بی تفاوت از کنار آدم های بی شعور عبور کن. گاهی اوقات تنها به کافی شاپ برو و با خودت یه کتابی چیزی ببر و بخون. بزار آدمها تو رو در حال مطالعه ببینن و با خودشون بگن آفرین!

با رفتارهای خودت به انسان ها ثابت کن که این مشکل مسأله خاصی نیست. و به آدم ها کمک کن تا بفهمن قبل از اینکه جنسیت تو رو ببینن، انسانیت تو رو ببینن. و این احترام رو اول خودت باید به خودت بگذاری عزیز دلم. پس همین الان بلند شو. هرجا که هستی. بلند شو و برو برای خودت یک فنجان چای یا قهوه خوش مزه بریز. بعد با آرامشی روحانی و عمیق بنشین. و با تمام لذت قهوه خودت رو بنوش. سعی کن با همین فنجان قهوه زندگی کنی. سعی کن تمرکزت رو روی لحظه لحظه های زندگی باشه.  نه فقط روی آدم ها!

ما ایرانی ها خیلی زیادی به آدم ها تمرکز می کنیم. عزیز دلم به جز آدم ها خیلی چیزها هستند که تو رو عاشقانه می پذیرند. و تو می تونی از محبتشون لذت ببری! مثلا از طبیعت لذت ببر. از فنجان چایی که می خوری، از کتابی که میخونی، از برنامه تلویزیونی که تماشا می کنی. وقتی آدم ها ببینن که تو خودت با خودت مشکلی نداری، آرام آرام دست از سر تو بر می دارند. پس همین الان خودت رو در آغوش بگیر عزیزم.

فعلا تو رو به خدای مهربان می سپارم.

                                                                                                   آناهیتا جعفری

                                                                          روانشناس، و صاحب مهر و روشنایی

مطالب مرتبط

نظرات شما

0
X